خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویشدید ز انداختن تیر تو افتادن خویش
۲
شب که در بزم به افسردهدلان بنشینیشمع سوزد ز پشیمانیِ اِستادن خویش
۳
از جوابش منِ آواره چنان نومیدمکه فرامش کنم از نامه فرستادن خویش
۴
یار خواهد که به مرگم شود آسوده و منشرمساری کشم از سختی جان دادن خویش
صفحهٔ ۱ از ۲