خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش مستی را همآغوش جنون میساختمبهر خود اسباب رسوایی فزون میساختم
۲
ز آتش می صحبت ما با رقیبان گرم بودهر زمان افسردهای را گرمخون میساختم
۳
بس که میدیدم ز مستی گوش بر حرف خودشهر دم اظهار محبت را فزون میساختم
۴
گر خبر میداشتم از تلخکامیهای بزمبا خمار آلودگیهای برون میساختم
صفحهٔ ۱ از ۲