خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنمهر دم از تاب نگاه گرم، بیدارش کنم
۲
او به رغم من نمیآید برون، وز اضطرابهر زمان از انتظار خود خبردارش کنم
۳
آفتاب شوق را چون از وصال آید زوالگرمتر در آشناییهای اغیارش کنم
۴
طفل من محجوب و من بدنام و خلقی طعنهزنسادگی بنگر که میخواهم به خود یارش کنم
صفحهٔ ۱ از ۲