شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از فریب وعده‌ای بازم شکیبا کرده‌ایباز افسون را زبان بند تمنا کرده‌ای
۲
گرچه ظاهر کرده‌ای هر وعده‌ای را صد خلافهر خلاف وعده را صد عذر پیدا کرده‌ای
۳
بهر جان بردن اجل هم دست و پایی می‌زنددر میان فتنه‌ای کر غمزه بر پا کرده‌ای
۴
میرم و بر زندگانم رحم می‌آید که توخو به آن بیدادها داری که با ما کرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth