خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن توبد ای برادر از من و اعلا از آن تو
۲
این تاس خالی از من و آن کوزهای که بودپارینه پر ز شهد مصفا از آن تو
۳
یابوی ریسمان گسل میخ کن ز منمهمیز کله تیز مطلا از آن تو
۴
آن دیگ لب شکستهٔ صابون پزی ز منآن چمچهٔ هریسه و حلوا از آن تو
صفحهٔ ۱ از ۲