خلوتی با عمان سامانی
شمارهٔ ۲ - در مدح زبده اوصیا و سرور اولیا و نخبه اتقیا حضرت علی(ع)
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می دهی ساغر به یاد آن لب میگون مراساقی امشب می کنی تا کی به ساغر خون مرا
۲
مدعی پیوسته گوید عیب او غافل که عشقچهره لیلی نمود از دیده مجنون مرا
۳
در درون خلوت دل عشق آن زیبا جمالدر نیامد تا نکرد از خویشتن بیرون مرا
۴
صد هزار افسون به کارش کردم و رامم نگشتتا که رام خویش کرد او با کدام افسون مرا
صفحهٔ ۱ از ۳