خلوتی با عمان سامانی
شمارهٔ ۲: ای که جز انکارت اندر کار صاحبکار نیست
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که جز انکارت اندر کار صاحبکار نیستگر، به چشم عقل بینی هرگزت انکار نیست
۲
گاه می گویی به مجلس دل چرا، بی درد، نیگاه می گویی به گلشن گل چرا، بی خار نیست
۳
با فضولی ها که این جبر است یا آن اختیاریا که این زشت است یا آن جبر ما را کار نیست
۴
صورت صرفیم و با نقاشمان نبود نزاعدستی محضیم و با استادمان پیکار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲