شعر را زندگی کن
خلوتی با عمان سامانی

شمارهٔ ۱

رباعیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتشی دوش ز رخساره برافروخته بوددیده گر آب نمی ریخت مرا سوخته بود
۲
گفت «عمان » ز چه رو دم نزنی ز آتش عشقگفتم آن کس که دلم سوخت لبم دوخته بود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth