خلوتی با وحشی بافقی
گلهٔ یار دلآزار
ترکیبات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل تازه! که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
۲
رحم بر بلبل بیبرگ و نوا نیست تو راالتفاتی به اسیران بلا نیست تو را
۳
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو رابا اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را؟
۴
فارغ از عاشق غمناک نمیباید بودجان من! این همه بی باک نمیباید بود
صفحهٔ ۱ از ۱۷