خلوتی با طغرای مشهدی
شمارهٔ ۱۵۱
ابیات برگزیده از غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشو مهمان من، ای مرغ روزی خوار آزادیمرا گر هست آب و دانه ای، در دام صیاد است
۲
به آن زلفی که صد آهش به دنبال است سرگرممچراغم گشت روشن، در شبی کز هر طرف باد است
۳
جناغی بسته بود آن شوخ در روز ازل با منبه دستم داد امشب ساغر می، گفتمش یاد است!
۴
گهی با خاک یکسانم، گهی همچشم کیوانمنصیب و قسمت من در جهان چون کاغذ باد است
صفحهٔ ۱ از ۱