خلوتی با طغرای مشهدی
شمارهٔ ۱۷۸
ابیات برگزیده از غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفتصید خود را درمیان دام نتوانم گرفت
۲
بس که بی آرام گشتم از رمیدنهای اورام چون گردد به من، آرام نتوانم گرفت
۳
گر چنین خواهم به دام برگ ریز هجر مانداز کف قاصد، گل پیغام نتوانم گرفت
۴
چند بر ساقی کند شوقم گرفت بیش و کم؟مستیی خواهم که دیگر جام نتوانم گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲