خلوتی با طغرای مشهدی
شمارهٔ ۴۸۱
ابیات برگزیده از غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در محیط گریه ام هرگز نگردد آب خشککی شود چشم ترم چون دیده گرداب خشک
۲
ریخت از بس آبرو در پیش گلبرگ لبتشد گل شاداب ساغر، چون گل مهتاب خشک
۳
مشت خونی داشتم وز دوری آن گلعذاررفته رفته شد تنم چون دانه عناب خشک
۴
بس که حیران شد ز بی آرامی چشم ترمگشت در عین روانی، چشمه سیماب خشک
صفحهٔ ۱ از ۱