خلوتی با طغرای مشهدی
شمارهٔ ۶۲۲
ابیات برگزیده از غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شوق آنکه بنشیند درو یک لحظه یار مننمی آید به هم، چون دامن صحرا کنار من
۲
به دور حسن او یک چهره گلگون نمی بینمخزان عالمی گردیده ایام بهار من
۳
مگر ساقی ز لشکرگاه خم، فوجی برون آردکه از فوج صراحی نشکند هرگز خمار من
۴
ز بس بی طالعی، در کارگاه عشق چون طغرااگر کاری کنم، یک جو نمی آید به کار من
صفحهٔ ۱ از ۱