خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدایا روزی این خودپرستان ساز جنت راکه دوزخ جنت است آتشپرستان محبت را
۲
ز هر کنج دل ما صد مراد مرده برخیزدبه محشر در خروش آرند چون صور قیامت را
۳
دل و چشم من و سودای وصل او معاذاللهکه داد این لخت کوه درد و دریای مصیبت را
۴
من و کام نهنگان ناتوان چون گشت بحر غمز بس بر ساحل افکند استخوان اهل حسرت را
صفحهٔ ۱ از ۲