خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیستلخت لختش در خروش از شعله هجران کیست
۲
جان ما خود بال افشان از پی محمل برفتیارب این مسکین که میسوزد فراقش جان کیست
۳
سرگران گر بر مزار کشتگان بگذشت دوستبر لب زخم شهیدان نوحه پس قربان کیست
۴
دست ما از دیده در هجران فزون بگریستیگر بدانستی که مسکین دور از دامان کیست
صفحهٔ ۱ از ۲