شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

بخش ۶ - حکایت

خلد برین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نادره گویی ز سخن گستراننادره در سلک زبان آوران
۲
رفت یکی روز خطایی بر اوتاختن آورد بلایی بر او
۳
والی ملکش به غضب پیش خواندجور کنانش ز بر خویش راند
۴
تند شد و گفت سزایش دهندو ز سرکین کند به پایش نهند
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth