خلوتی با وحشی بافقی
بخش ۹ - حکایت
خلد برین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی درمی خار کشیدی به پشتنامده جز آبله هیچش به مشت
۲
بود همین زخم سر نیش خارآنچه به دست آمدش از روزگار
۳
زخم بسی خار بر اندام داشتخواری بسیار از ایام داشت
۴
رو به در قاضی حاجات کرددست برآورد و مناجات کرد
صفحهٔ ۱ از ۲۰