شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

بخش ۹ - حکایت

خلد برین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی درمی خار کشیدی به پشتنامده جز آبله هیچش به مشت
۲
بود همین زخم سر نیش خارآنچه به دست آمدش از روزگار
۳
زخم بسی خار بر اندام داشتخواری بسیار از ایام داشت
۴
رو به در قاضی حاجات کرددست برآورد و مناجات کرد
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth