خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن پیرایه دکان هوس نتوان کردشعله طور چراغ دل خس نتوان کرد
۲
طوطیان گر لب دریوزه به حسرت بستندشکرستان همه در کام مگس نتوان کرد
۳
چون حیا پردهنشین شو که گل خوبی رادست فرسود نگاه همه کس نتوان کرد
۴
بال وپر سوز که تا ثروت پروازت هستبه مراد دل خود سیر قفس نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲