خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنده ساقی دگر در ساغر آتش میزندخنده کو زآن لب بود در کوثر آتش میزند
۲
آنقدر بگداز کز سوز تو یار آگه شودبیمروت نیست حسن آبی بر آتش میزند
۳
هجر هم وصل است چون بر دوست روشن گشت حالبرق این وادی ز دورت بهتر آتش میزند
۴
از رگ جان شهیدان نیش مژگان دور داربیادب خونیست این در نشتر آتش میزند
صفحهٔ ۱ از ۲