شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوار رخش تاز دشت دعویچنین راند از پی نخجیر معنی
۲
که روزی چند از این حالت چو بگذشتکه سوی شهر منظور آمد از دشت
۳
به نزدیک پدر یک روز جا کردبه خسرو مدعای خود ادا کرد
۴
غرض چون بود آهنگ شکارشبه رفتن داد رخصت شهریارش
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth