شعر را زندگی کن
خلوتی با میرداماد

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما شاه محنتیم و دهد عشق تاج ماگردون ز جنس درد فرستد خراج ما
۲
چون دم زنم ز صبح وصالت که روز حشربیعت گرفته است ز شبهای داج ما
۳
ترسم که در دماغ وجود آتش افکندز ینسان که باز گرم جگر شد مزاج ما
۴
گردون که صبح صحبت ما شام هجر کردگو روغن وجود مکن در سراج ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth