خلوتی با میرداماد
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش که شعله عاریت از جان ما گرفتچون برق عشق بود که در آشنا گرفت
۲
ای بس که در فراق تو از بخت واژگوننفرین خویش کردم و گردون دعا گرفت
۳
هر جا که جان خسته به بیماری ئی فتادعشق تو رفت و بیعت درد از دوا گرفت
۴
این دل که عنکبوت زوایای محنت استیارب چسان به دام حیل این هماگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲