خلوتی با میرداماد
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان ز آتش دل سینه مشتعل کردمکه جان آتش سوزنده را خجل کردم
۲
بیا که بی تو دعایم به آسمان نرسدز بسکه راه فلک ز آب دیده گل کردم
۳
مکن تأمل و در خانه دل آتش زنبه چند ارزد ویرانه جا بهل کردم
۴
چنان ز درد دل امشب به دوست نالیدمکه درد را ز دل خویش منفعل کردم
صفحهٔ ۱ از ۲