شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون موج زن شد در ازل دریای ذات‌ذوالکرمشد چارده گوهر عیان زان بحر هر یک عین یم
۲
می‌خواست شاه ذو صفت ظاهر کمال سلطنتآن بحر ژرف از مکرمت در جنبش آمد لاجرم
۳
آن در بحر اصطفی یعنی نبی مصطفیهشت از حجاب اختفی در محفل خلوت قدم
۴
سلطان ذات اقدمش بهر وجود مقدشفرمود آندم در دمش خلق آنچه هست از بیش و کم
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth