شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۱۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل چرا ماند به گلشن بعد فوت گلعذاریمه چرا تابد به گردون بی مه روی نگاری
۲
سرو بالائی برفت از پیش چشم رود بارمسرو گو بالا نگیرد دیگر اندر جویباری
۳
ملک زیبایی و خوبی شد ز عالم تاج خالینیست زیبا زین سپس گیرد به خویش ار تا جداری
۴
در بهار زندگانی ریخت از گلبن چو آن گلکی گشاید خاطرم دیگر زبستان و بهاری
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth