خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۱
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشناختمت در همه جا ای بت عیاربی این همه پیرایه و بی این همه آثار
۲
پوشی رخ اگر چند بصد پرده اسرارور بفکنی از طلعت خود پرده بیکبار
۳
هیچم نبود فرق به پنهان و پدیداردر ظلمتت آنگونه شناسم که در انوار
۴
در میکده رفتم خم و خُمخانه تو بودیدر حلقه مستان می و پیمانه تو بودی
صفحهٔ ۱ از ۲۴