خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۴
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهم ایدل محو دیدارت کنمجلوه گاه روی دلدارت کنم
۲
واله آن ماه رخسارت کنمبسته آن زلف طرارت کنم
۳
در بلای عشق دلدارت کنم
۴
تا شوی آواره از شهر و دیارتا شوی بیگانه از خویش و تبار
صفحهٔ ۱ از ۴۱