شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شب تازان چو ز هجران طنابعلت خوابی و تو را نیست خواب
۲
مکر تو صعب است که مردم ز توهست در آرام تو خود در شتاب
۳
هرگز ناراست جز از بهر توچرخ سر خویش به دُر خوشاب
۴
تو چو یکی زنگی ناخوب و پیردخترکان تو همه خوب و شاب
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth