خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاخ شجر دهر غم و مشغله بار استزیرا که بر این شاخ غم و مشغله، بار است
۲
آنک او چو من از مشغله و رنج حذر کردبا شاخ جهان بیهده شورید نیارست
۳
با شاخ تو ای دهر و به درگاه تو اندرما را به همه عمر نه کار است و نه بار است
۴
چون بار من، ای سفله، فگندی ز خر خویشاندر خر من چونکه نگوئیت چه بار است؟
صفحهٔ ۱ از ۱۲