شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

بخش ۴۰۸ - المستهلک

بحرالحقایق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود مستهلک آن فانی بالذاتکه باقی زو نماند رسم و عادات
۲
چو در ذات الاحد گردید فانینماند ز او نشانی در نهانی
۳
همانا بعد استهلاک اشیاءبود آنوجه هو باقی و برجا
۴
چو غیری باوجود او نشایداز آنرو غیر او مستهلک آید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth