شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

بخش ۴۵۷ - علامه اخری لدفع الریاء

بحرالحقایق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را گویم علمتهای مجموعریارا کی شود سر تا که مقطوع
۲
ز مدح و ذم شوی وقتی که آزادنجنبد کوه عزمت هیچ ازین باد
۳
مساوی آیدت تکذیب و تعریفبود باید بیادت ذم و توصیف
۴
ز بادی شد پریشان خار و خاشاکز طوفانها نجنبد توده خاک
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth