خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چشم نرگس به سر آن پسر مراچون لاله ساخت غرقه به خون جگر مرا
۲
نیک و بدی چو هست به تقدیر چون کنمزاهد رسید هم زقضا این قدر مرا
۳
دردی است در دلم که مداوا لبان اوستباشد دوای سینه بلی گلشکر مرا
۴
بر دیده ها نشست چو تیر تو کاشکیبودی به جای هر مژه چشم دگر مرا
صفحهٔ ۱ از ۲