خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کس که روز را به فراق تو شب کندگر در غم تو زنده بماند عجب کند
۲
از تف و تاب عشق دل من به جان رسیدراحت کجا بود بدنی را که تب کند
۳
زاهد اگر به خواب ببیند لب ترادر کنج صومعه، می حمرا طلب کند
۴
عیشی که عاشقان به غمش در جهان کنندخسرو کجا به مجلس خود آن طرب کند
صفحهٔ ۱ از ۲