خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب من و غمهای تو و روی به دیوارجز شمع نسوزد دل کس بر من افگار
۲
در عشق جفا و ستم و جور رقیباناین هر سه بلا را بکشم آه به ناچار
۳
در کوی سلامت شرف عشق مجاب استترک سر و دستار کن و باده به دست آر
۴
غمهای تو این نوع که آورد به من روجان در سرو کار تو کنم عاقبت کار
صفحهٔ ۱ از ۲