خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن پری دور از من و من در غمش دیوانهامآشنای اویم و از خویشتن بیگانهام
۲
چون سگ دیوانه بر در ماندهام حیران و زارنیستم قابل از آن، ره نیست در کاشانهام
۳
داد جام بادهام دل گشت فانی زین طربمیرود جان از بدن، برگشت چون پیمانهام
۴
ساقی از آب عنب دیگر مرا معذور دارزان که من مست دو چشم شوخ آن جانانهام
صفحهٔ ۱ از ۲