شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرده بردار ز رخ ای بت خورشید جبیندیده تر، لب خشک و دل مجروحم بین
۲
بر بناگوش تو آن خط بود از نیلی خامچشم زخمی است چنان...قضا ساخت چنین
۳
می رود بهر شکار دل صاحب نظرانمست برخاسته باز آن بت خرگاه نشین
۴
ظاهرا مهر سلیمانت که پنهان شده بودآن دهان خاتم و لعل تو درو هست نگین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth