شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

بخش ۴

دیوان اطعمه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز دیگرم به فراق تو شام شددر آرزوی روی تو عمرم تمام شد
۲
در جواب او
۳
در سفره بود گرده چندی تمام شدفکری بکن که رفت نهاری و شام شد
۴
ترشی چو با مویز سیه دید گوشت گفتباز این سیاه روی غلام غلام شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth