شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

بخش ۱۶

دیوان اطعمه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانم به لب رسید ز سودای آن حبیبوز عاشقی نصیب من این است تا نصیب
۲
در جواب او
۳
آن چرب روده ای که بود اسم او اسیبآیا بود که بر من مسکین شود نصیب
۴
دردی است جوع و شربت او روغن و حلیماز پیش مطبخی نروم جانب طبیب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth