خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۲۴
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب لعل تو شفای دل بیماران استهر که را نیست غم و درد تو بیمار آن است
۲
در جواب او
۳
وه که امروز چو پالوده دلم لرزان استکه به ناگه بربایند، چو در دکان است
۴
هیچ دانی که چرا دنبه بود در پی گوشتهست این چاکر دیرینه و او سلطان است
صفحهٔ ۱ از ۳