خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۶۲
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیالرفت مرغ دل من در قفس سینه و بال
۲
در جواب او
۳
بر رخ ماه کلیچه چو عیان شد خط و خالگرده سفره افلاک پذیرفت زوال
۴
در نیاید به نظر طلعت حلوای برنجفتد ار صحنک چنگالیم اندر چنگال
صفحهٔ ۱ از ۳