خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در درج سخن بگشای بر پندغزل را در به دست زهد در بند
۲
به آب پند باید شست دل راچو سالت بر گذشت از شست و ز اند
۳
چو بردل مرد را از دیو گمرههمی بینی فگنده بند بر بند
۴
بده پندش که بگشاید سرانجامزبنده بند ملعون دیو را پند
صفحهٔ ۱ از ۷