خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۷۶
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرمکز فراق دوستان پیوسته با چشم ترم
۲
در جواب او
۳
نان و حلوا می رسد از سفره صاحب کرمدولت او کم مبادا تا قیامت از سرم
۴
شاه بریان را نگر با دختر بکر برنجعزم حمام است و دارد عیش با آن محترم
صفحهٔ ۱ از ۳