خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۸۰
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بودتعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
۲
در جواب او
۳
دیدم به خواب خوش که برنجم نواله بودتعبیر آن صباح به بریان حواله بود
۴
ای مطبخی طعام ترا نیست لذتیاین لحم بره نیست مگر از گساله بود
صفحهٔ ۱ از ۳