خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۸۴
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کردبسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد
۲
در جواب او
۳
بی روی نان صبوری، حقا نمی توان کرد«بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد»
۴
پیری کلیچه پز کرد بر منبری نصیحتکز آب غوره یاران حلوا نمی توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳