خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۸۹
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوستقیمت هر کس به قدر همت والای اوست
۲
در جواب او
۳
تا به بریانی که صد جان در جهان شیدای اوست«سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست»
۴
چون هریسه فارغ است از روغن و سوز درونزان همه فریاد مشتاقان ز استغنای اوست
صفحهٔ ۱ از ۳