خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۹۴
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کوکب جمالش در زمانه لامعبهر مشعله داریش خورشید گشته طالع
۲
در جواب او
۳
تا قرص ماه نان شد در روی سفره طالعبر آفتاب شد تنگ گردون که هست واسع
۴
چون شاه خربزه شد ناگه عیان به بازاربنگر خیار پیشش چون گشته است راکع
صفحهٔ ۱ از ۳