خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۴ - نامه بردن خادمه از پیش عاشق
ده نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خادمه چون این سخنان گوش کردعقل و خرد جمله فراموش کرد
۲
کرد بسی گریه چو ابر بهارخادمه بر جان جوان فگار
۳
گفت بیا غم مخور ای نوجوانمن غم کار تو خورم این زمان
۴
بهر تو بستم به میان من کمربو که مراد تو برآید مگر
صفحهٔ ۱ از ۲