خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۷ - نامه دوم
ده نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز جوان نعره برآورد و آهبا لب خشک و دو رخ همچو کاه
۲
گفت چه سازم، چه کنم ای خدادر غم آن دوست، مرا ره نما
۳
نیست مرا طاقت هجران یارچند کشم روز و شبان انتظار
۴
دیده به حال من مسکین گشایدر غم خود ای صنما ره نمای
صفحهٔ ۱ از ۴