خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۹ - آمدن خادمه
ده نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون که جوابی نشنید از سوالخادمه باز آمد و برگفت حال
۲
گفت جوانا غم بیهوده چیستبر تو بباید همه عالم گریست
۳
نیست چو او را سر و پروای توبی خبر است از دل شیدای تو
۴
گر بدهی جان زغم آن صنمعاشق دلسوخته، او را چه غم
صفحهٔ ۱ از ۲