خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۲۲ - نامه هفتم
ده نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق بیچاره چو بیدار شدمست رخ یار چو هشیار شد
۲
هیچ اثری از رخ دلبر ندیدراست چو ماهی به زمین می طپید
۳
زهره آن نه که برآرد خروشطاقت آن نی که بباشد خموش
۴
مضطرب و بی سر و سامان شدهعقل درین واقعه حیران شده
صفحهٔ ۱ از ۴